به نام خدا
توضیح برخی اصطلاحات فلسفه
(فصل سوم و چهارم)
فصل سوم :مبانی حکمت مشاء(۱)
واقعیت مستقل از ذهن: آنچه در جهان خارج واقعیت دارد از ادراک و ذهن بشر جدا و مستقل می باشد
شکاکان: کسانی که معتقدند آن چه ما حس می کنیم هیچ وقت واقعیت خارجی ندارد و در عالم خارج چیزی وجود ندارد
مغایر ت و جود و ماهیت: اگر وجود با ماهیت مغایرت نداشت باید تصور هر ماهیتی اثبات وجدش را می کرد در حالی که این طور نیست. مثل ققنوس که با توصیفات خاص ماهیت آن را می توان تصور کرد در حالی که وجود ندارد.
واجب الوجود:.رابطه موضوع با وجود ضروری و حتمی باشد.مثال: وجود خداوند
ممکن الوجود : موضوع ذاتی است که نه از وجود ابا داشته باشد نه از عدم . مثال: موجودیت انسان ، گیاهان و ....
ممتنع الوجود: محمول وجود هرگز نمی تواند بر مضوع عارض شود .مثال: اینکه عدد در آن واحد هم زوج باشد و هم فرد.
فصل چهارم: مبانی حکمت مشاء(۲)
علیت: رابطه ی بین علت و معلول را گویند
نظریه حدوث: حادث در عرف و لغت به معنی نوو قدیم به معنی کهنه است.
حادث و قدیم در اصطلاح فلسفه وکلام با معنای عرفی آن تفاوت دارد. مقصود فلاسفه از حادث این است که آن چیز پیش از آنکه موجود بشود، نابود بوده است (نیستی اش بر هستی اش مقدم است) و مقصود از قدیم این است که آن چیز همیشه بوده است و هیچگاه نبوده است که موجود نباشد.(نیستی مقدم بر هستی برایش فرض نشود)
علت ناقصه: شرط لازم برای به وجود آمدن معلول است نه شرط کافی . مثل خاک برای به وجود آمدن گیاه شرط لازم است نه کافی
علت تامه : شرط لازم و کافی برای به وجود آمدن معلول را گویند یعنی علت تامه باشد معلول باید به وجود بیاید نمی تواند ازآن تخلف کند. آب هوا نور و خاک و ... همگی باهم به عنوان علت تامه برای به وجود آمدن گیاه هستند.
صدفه: اتفاق و تصادف یعنی این که معلول خود به خود به وجود بیاید.
وجوب مقدم بر وجود: علت به معلول هم وجوب و ضرورت می دهد و هم وجود و هستی اما بر اساس قاعده ی (الشیء ما لم یجب لم یوجد ) ابتدا به معلول وجوب می دهد سپس معلول هم به وجود می آید
نظام متقن: متقن یعنی محکم و استوار،جهانی که ما در آن زندگی می کنیم با نظم و قوانین خاص و ویژه آفریده شده است و از استحکام و استواری خاصی برخوردار است .
تسلسل:زنجیره ای از علت و معلول ها تا بی نهایت ادامه پیدا کند که در فلسفه باطل است
دور:یعنی اینکه معلولی علت خودش باشد: مثل(A علت B ) و ( Bعلت A) است.
موفق باشید: ناصری
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ ساعت 19:59 توسط احـــد ناصــــــــــــــری
|